|
احكام شرعي
|
||
|
ويژه احكام شرعي شيعه اماميه |
هنگام گفتن تكبيرة الاحرام دستهار ا چگونه بالا ببريم
123- سؤال:
در وقت گفتن تكبيرة الاحرام، دستها را به چه كيفيت بر دارد، و اين دست برداشتن چه حكم دارد؟
جواب:
در حين تكلم به همزه «اللَّه» دست را بردارد و در حين تمام شدن راى «اكبر» دست را بر نرمه گوش رساند و بعد از آن، دست را پايين بياورد و اين بهتر از ساير وجوه است كه ذكر كردهاند و اين دست برداشتن، سنت است و سيد مرتضى آن را واجب دانسته، نهايت اظهر و اشهر استحباب است.
مأخذ: جامع الشتات في أجوية السؤالات(للميرزا القمي)، ج1، ص: 62
===========
در رساله امام خميني رحمه الله آمده:
مسأله 955 مستحب است موقع گفتن تكبير اول نماز و تكبيرهاى بين نماز، دستها را تا مقابل گوشها بالا ببرد
===========
در عروة الوثقي نوشته سيد يزدي آمده:
(مسألة 14): يستحبّ رفع (2) اليدين بالتكبير إلى الأُذنين، أو إلى حيال الوجه (3) أو إلى النحر مبتدئاً بابتدائه (4) و منتهياً بانتهائه، فإذا انتهى التكبير و الرفع أرسلهما. و لا فرق بين الواجب منه و المستحبّ في ذلك، و الأولى أن لا يتجاوز بهما الأُذنين. نعم ينبغي ضمّ أصابعهما حتّى الإبهام و الخنصر و الاستقبال بباطنهما القبلة. و يجوز التكبير من غير رفع اليدين بل (5)
__________________________________________________
(1) بل بواحدة من السبع. (الحكيم).
(2) بل لا يترك في الواجب منه على الأحوط. (آل ياسين).
(3) الأحوط الاقتصار عليه. (الحكيم).
(4) فيه تأمّل. (الحكيم).
(5) في استحباب الرفع بدون التكبير تأمّل. (الفيروزآبادي).
بل بعيد، نعم لا بأس به رجاء، و كذا رفع إحدى اليدين. (الگلپايگاني).
العروة الوثقى (المحشى)، ج2، ص: 470
<<< نــــرم افــــزار ارث >>>
بر اساس احكام فقهي شيعه
این نرم افزار قادر است سهم الارث را در هر یک از طبقات ارثی مطابق با احکام فقهی محاسبه نماید. در این نسخه شما می توانید در دو نمایش گرافیکی و جدولی روابط خانوادگی شخص را ویرایش کنید. سپس نرم افزار میزان سهم الارث هر یک از بستگان وی را تعیین می کند
براي دانلود اين نرم افزار به آدرس زير برويد
http://mrtofigh.googlepages.com/inheritance
البته اين نسخه بتا است و هنوز جامع نيست و جهت آشنايي خوبه
البته نرم افزار ارث مطابق با فتاواي اهل سنت ساخته شده كه كارش نسبتا خوبه
براي دانلودش ميتونيد به اين آدرس برويد
فتواهای خنده دار وهابیت
مأخذ: http://www.bonyanemarsoos.blogfa.com/post-45.aspx
مشایخ وهابی که به صدور فتواهای قتل و کشتار مسلمانان و پیروان اهل بیت (ع) مشهور هستند، فتواهای خنده داری نیز صادر می فرمایند! که خواندن آنها خالی از لطف نیست...
هر کسی که گل بزند و سپس بدود تا بقیه او را دنبال کنند و بغل نمایند، (همانطور که در آمریکا و فرانسه بازیکنان انجام می دهند) باید به صورتش تف انداخت و تنبیه کرد!!! زیرا ورزش بدنی شما چه ارتباطی به شادی و بغل کردن و بوسیدن دارد!
ـ پوشیدن کمربند ایمنی حرام است! زیرا مانع قضا و قدر می شود!!!
ـ شستن گوشت قبل از پختن بدعت است.
ابن تیمیه: شستن گوشت بدعت است، چنانکه اصحاب پیامبر رضوان الله علیهم در عهد پیامبر(ص) گوشت را بدون شستن می پختند و می خوردند.
عبد الله النجدی: فوتبال حرام است مگر با این شروط و ضوابط.
سوال: ...جوانانی که چیزی از تقوا نمی دانند و به وقتشان اهمیتی نمی دهند و می گویند می خواهیم فوتبال بازی کنیم، می پرسند شروط و ضوابط بازی فوتبال چیست تا ما در ورطه تشبّه به کفار و طاغوتیان و دشمنان دین مثل آمریکا و روسیه و.. نیفتیم.
جواب: به آنها می گوییم اگر اصرار دارید بازی کنید و وقت خود را بگذرانید، باید شروط و ضوابط ذیل را رعایت کنید:
اول: خطوطی چهار طرف دور زمین نباشد؛ زیرا این خطوط ساخته کفار و قانون بین المللی فوتبال است!
دوم: کلماتی که کفار و مشرکان به عنوان قانون بین المللی فوتبال وضع کرده اند، مانند گل و اوت و پنالتی و کرنر و ...، گفته نشود زیرا گفتن این کلمات حرام است و هر کس که اینها را بگوید تنبیه و باید از بازی اخراج شود و باید به او گفته شود که به کفار و مشرکین شبیه شده ای...
سوم: هر کس از شما که در اثناء بازی افتاد و دست یا پایش شکست، یا دستش به توپ خورد بازی به خاطر او نباید متوقف شود و به کسی که او را انداخته کارت زرد یا قرمز داده نشود، بلکه به هنگام شکسته شدن یا ضربه دیدن باید به قاضی شرع مراجعه شود تا آن بازیکن حق شرعی خود را همانطور که در قرآن است بگیرد و شما باید شهادت دهید که فلانی عمداً دست یا پای او را شکست...
چهارم: نباید در تعداد بازیکنان با کفار و یهود و نصارا و خصوصاً امریکای خبیث تبعیت کنید، به این معنا که نباید با یازده نفر بازی کنید، بلکه باید بر این تعداد اضافه یا کم کنید.
پنجم: باید با لباس خواب یا غیره خودتان و بدون شورت ها و پیراهن های رنگارنگ و شماره دار بازی کنید، زیرا این لباسها لباس اسلامی نیست، بلکه لباس کفار و غرب است.
ششم: هر کدام از شما که این شروط و ضوابط را رعایت کرد باید قصدش از بازی فوتبال تقویت بدنی برای جهاد فی سبیل الله و آمادگی برای زمانی باشد که به جهاد فراخوانده شود، نه گذراندن وقت و عمر و شادی از پیروزی ظنّ.
هفتم: نباید زمان بازی را 45 دقیقه قرار دهید، شما باید با کفار و فاسقان مخالفت کنید و در هیچ چیز مشابه آنان نباشید.
هشتم: نباید در دو نیمه 45 دقیقه ای بازی کنید، بلکه در یک یا سه نیمه بازی کنید تا مخالفت شما با کفار محقق شود.
نهم: هنگامی که یکی از دو تیم بر دیگری غلبه نکرد (تساوی بازی) و آنطور که شما می گویید توپ به دروازه ای وارد نشد، نباید برای بازی وقت اضافی یا پنالتی در نظر بگیرید (تا یکی پیروز شود)، بلکه بلافاصله بازی را تمام کنید، زیرا بازی به این طریق عین اجرای قوانین بین المللی فوتبال است!
دهم: در بازی فوتبال شخصی را به عنوان داور انتخاب نکنید، زیرا بعد از لغو قوانین بین المللی همچون گل و اوت و پنالتی و کرنر و... وجود او دلیلی ندارد! بلکه بودن او تشبّه به کفار و یهود و نصار و اطاعت از قوانین بین المللی است.
یازدهم: نباید در اثناء بازی، گروهی از جوانان جمع شوند و شما را تماشا کنند، چون قصد شما ورزش و تقویت بدنی است پس دلیلی ندارد آنها شما را نگاه کنند! هر چند که بگویید آنها باعث تشویق شما در تقویت بدنی و آمادگی برای جهاد هستند، به آنها بگویید بروید دنبال منکرات خودتان در بازارها و روزنامه ها و بگذارید ما بدنمان را قوی کنیم!!!
دوازدهم: هر کسی که گل بزند و سپس بدود تا بقیه او را دنبال کنند و بغل نمایند، (همانطور که در آمریکا و فرانسه بازیکنان انجام می دهند) باید به صورتش تف انداخت و تنبیه کرد!!! زیرا ورزش بدنی شما چه ارتباطی به شادی و بغل کردن و بوسیدن دارد!
سیزدهم: دروازه باید به جای دو تیرک، سه تیرک داشته باشد، تا مشابه کفار نباشد تا مخالفت شما با قانون بین المللی طاغوتی سازمان فوتبال محقق شود.
چهاردهم: هنگامی که بازیکنی مصدوم شد، نباید بازیکن دیگری را جایگزین او کرد، زیرا این روش، ساخته کفار و مشرکین در آمریکا و ... است.
اینها بعضی از شروط و ضوابطی است که مانع تشبّه به کفّار و مشرکین در بازی فوتبال می گردد... من به اجرای این شروط و ضوابط و سپس پرداختن به فوتبال دعوت نمی کنم، بلکه اینها در واقع برای کسی است که توان انجام ورزش های شرعی را ندارد و برای مؤمن صادق، ادلّه نقلی و عقلی مبنی بر تشبّه فوتبال به کفّار کافی است، زیرا انجام بازی فوتبال بغض انسان را نسبت به کفّار متزلزل می سازد، ولی جوانان این امر را شادی و بازی می پندارند (و تحسبونه هیناً و هو عند الله عظیم...).
در پایان امیدوارم که این پیام برای جوانان و دیگران مؤثر و مفید باشد. اللّهم آمین.
به قلم: عبد الله النجدی
ریاض-ربیع الاول1423هـ
تحریم اهداء گل ـ هیئت علمای ارشد
بسم الله وحده و الصّلاة علی خیر خلقه محمد صلّی الله علیه و سلّم،
و بعد: فتوای کمیته دائم علمای ارشد کشور توحید (که خدا ایشان را یاری نموده و عزّت داده و دشمنانشان را ذلیل گردانده است).
این فتوا در تحریم این گلهای خبیث به دلیل بوهای تحریک آمیزی که دارند و به سبب اینکه این کار تقلید از غرب ملعون و مسخ هویّت اسلامی ناب شمرده می شود، است. از خدا می خواهیم که امّت اسلام را از این فتوا بهره مند سازد و حجت را بر آنها تمام کند، والله المستعان!
متن فتوا:
شماره فتوا:21409
تاریخ:21/3/1421
الحمد لله و الصلاة و السلام علی من لا نبیّ بعده.
و بعد، کمیته دائم پژوهشها و فتواهای علمی از سؤال مستفتی محمد عبد الرحمن العمر از حضر ت مفتی کلّ آگاه شد که از سوی دبیرکلّ هیئت علمای ارشد با شماره 1330 و در تاریخ 21/3/1420 به این کمیته ارائه شده است.
متن سؤال:
در بعضی از بیمارستانها، اماکنی برای فروش گل وجود دارد، و ما عیادت کنندگانی را می بینیم که دسته های گل را به بیماران تقدیم می کنند، این کار چه حکمی دارد؟
در طول قرون متمادی اهداء گل (طبیعی یا مصنوعی) هیچگاه جزء سنّت عیادت از بیماران نبوده و این عادتی است که از بلاد کفر وارد شده و عدّه ای که ایمان ضعیفی داشته اند، از آنها تأثیر گرفته و این عادت را انتقال داده اند. حقیقت این است که بردن گل نفعی برای بیمار ندارد، بلکه تشبّه و تقلید محض از کفّار محسوب می شود و نه هیچ چیز دیگر، و فقط خرج کردن پول در غیر راه درست است که این اعتقاد فاسد را به دنبال دارد که این گلها باعث شفا می شود! بر این اساس نباید از گل در مورد مذکور استفاده کرد، نه به صورت فروش و نه خرید و نه اهدا...
مأخذ:
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
سؤال دوم: كدوم نمازه كه اگه نيتش رو به زبان بياري نمازت باطل ميشه؟
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
كسي پاسخ نداد لذا خودم پاسخ رو ذكر ميكنم
جواب سؤال اول: نماز چهاركعتي كه امام جماعت در ركعت دوم است و مأموم به امام اقتدا ميكند. در اينجا مستحب است مأموم، در ركعت اول خودش، با امام، كه ركعت دوم را تمام كرده تشهد بخواند(۱) بعد در ركعت دوم خودش واجب است تشهد بخواند(۲) و در ركعت سوم مستحب است(۳) و در ركعت چهارم، واجب(۴).
جواب سؤال دوم: نماز احتياط
تفسير و فلسفه اركان نماز
اركان نماز پنج چيز است:
نيّت، تكبيرة الاحرام (تكبيرة الافتتاح)، قيام (هنگام تكبيرة الاحرام و پيش از ركوع)، ركوع، سجود.
درباره نيّت
آيت الله جواد آقا ملكي تبريزي در أسرارالصلاة صفحه 266 ميفرمايد:
نيت عبارت است از قصد عبادت بخاطر اينكه آن عبادت يا بنفسه محبوب، و نزد خدا پسنديده است و يا بخاطر خوف و يا طمع دنيائى و يا دينى است، و واجب اينست كه نيت براى يكى از اين وجوه خالص باشد با تعيين يا تعين، و احوط قول اول است مگر در مواردى كه نص بخصوصى رسيده باشد مثل روزه ماه رمضان، و تخلف بعضى از صفات عبادت هر گاه از بعضى جهات ديگر معين باشد ضررى ندارد، مثلا اگر مولى امر نمود كه در فلان وقت و يا فلان مكان دو ركعت نماز بجاى بياورد و اين را واجب نمود و مكلف اين نماز را با همان شرايط بجاى آورد ولى اشتباها قصد استحباب نمود، اين ضررى ندارد، و همچنين اگر قضاء و اداء بر او مشتبه شد و يكى را بجاى ديگرى بجاى آورد نيز ضررى ندارد، و هر گاه عملى را بقصد اينكه محبوب و مورد رضاى پروردگار است انجام بدهد گر چه آنچه كه باعث انجام آن عمل شده فايده دنيوى باشد و لو از باب خاصيت، عيبى ندارد چون اصل همان قصد است گر چه بخاطر انسان هم نباشد.
مطلب ديگر اينكه اصل در عبادت نيت و اخلاص است و دليل
بر اين مطلب آيات و اخبارى است كه در اين زمينه رسيده است، خداوند در قرآن مىفرمايد:
«وَ ما امِروُا الا لِيَعْبُدُوا اللّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدّين» (بينه / 5) ترجمه: و امر نشدند مگر باينكه تنها خدا را پرستش كنند و دين را براى او خالص و پاك گردانند.
و در جاى ديگر مىفرمايد: «الا لِلّهِ الدينُ الخالِص» (سوره زمر / 3) آگاه باشيد كه خدا راست دين خالص و پاك.
و باز مىفرمايد:
«فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلا صالِحا وَ لا يُشْرِكْ بِعِبادَةِ رَبِّهِ احَدا» (كهف / 110) پس آنكه اميدوار به لقاء پروردگارش هست ميبايست كه كردارى شايسته داشته باشد و در پرستش پروردگار خويش احدى را شريك نگرداند.
و رسولخدا صلّى اللّه عليه و آله فرموده است: «انما الاعمال بالبينات» اينست و جز اين نيست كه اعمال بستگى به نيات دارد.
برخي احكام نمازهاي مستحبي
1- نماز مستحبي دو ركعتي است بجز نماز وتر (در نماز شب) و نماز اعرابي (مصباح المتهجد ص 315 كه ابتدا دو ركعت به يك سلام و بعد هشت ركعت به دو سلام با كيفيتي مخصوص است) و نماز مخصوصي كه در شب عيد غدير خوانده ميشود كه دوازده ركعت است به يك سلام.(براي اين نماز به المراقبات مرحوم ملكي تبريزي / اعمال شب عيد غدير مراجعه فرماييد).
2- نماز مستحبي فقط فرادي خوانده ميشوند مگر نماز استسقاء (نماز باران) نماز عيدين به فتواي برخي مراجع كه رجاءا به جماعت ميتوان بجا آورد.
3- نماز مستحبي را اختيارا ميتوان در حال حركت (پياده يا سواره) انجام دارد و در اين صورت رعايت قبله لازم نيست و براي ركوع و سجده با سر اشاره ميكند البته براي سجده نسبت به ركوع بيشتر اشاره ميكند.
4- در نماز مستحبي خواندن سوره لازم نيست و لذا ميتواند به خواندن حمد اكتفا نمايد مگر در نمازهايي كه كيفيت مخصوص آنها بايد رعايت شود مانند نماز غفيله.
5- ميتواند بعد از حمد به خواندن مقداري از يك سوره اكتفا نمايد.
6- ميتواند بيش از يك سوره بخواند.
7- ميتواند سورههايي را كه سجده واجب دارد بخواند و در بين نماز سجده نمايد.
ميتواند از خواندن يك سوره به سوره ديگر عدول نمايد(در هر كجاي سوره آن را رها كرده و به سوره ديگر بپردازد).
8- نماز مستحبي را ميتوان نشسته انجام داد (و لو اختياري) البته در اين صورت بهتر است(نه لازم) كه هر دو ركعت را يك ركعت حساب كند.
9- در نماز مستحبي اگر نماز را نشسته بخواند و براي خواندن سوره يا يك يا دو آيه از سوره برخيزد و آن را بخواند و بعد ركوع نمايد برايش نماز ايستاده محسوب ميشود و ديگر لازم نيست هر دو ركعت را يك ركعت بشمارد.
10- در نماز مستحبي ميتواند يك ركعت را نشسته و يكي را ايستاده بخواند.
11- مستحب است قضاي نافلههاي مستحبي را بجا آورد(و بهتر آن كه قبل از انجام نماز واجب، نافلههاي نماز قبل را قضا نمايد).
12- مستحب است كسي كه نميتواند نافلهها را قضا نمايد بابت هر دو ركعت يك مد طعام به فقير بدهد و اگر نميتواند بابت هر چهار ركعت و اگر نميتواند براي نوافل روز يك مد و براي نوافل شب يك مد و اگر نميتواند براي يك شبانه روز يك مد بدهد.
13- نمازهاي مستحبي را كه كيفيت مخصوص دارند نظير نماز غفيله و نماز شب دفن و... اگر شروع نمايد و كيفيت آن را فراموش كند اگر امكان داشت برگردد و مجددا بجا آورد ولو باعث زيادي ركن شود و اگر بازگشت ممكن نيست آن را اعاده نمايد.
14- اگر سهوا ركن را زياد كند اشكال ندارد.
15- اگر در تعداد ركعات شك كرد نماز باطل نميشود بلكه مخير است بنابر اقل بگذارد يا بر اكثر.
16- در نماز مستحبي سجده سهو و نماز احتياط و قضاي سجده و تشهد فراموش شده واجب نيست.
17- ميتوان نماز مستحبي را اختيارا شكست.
18- انجام نماز مستحبي در خانه بهتر از مسجد است.
منابع اين نوشتار در ادامه مطلب
كيفيت غسل ترتيبي
طبق فتاواي مراجع معظم تقليد غسل ترتيبي را به يكي از اين دو شيوه ميتوان انجام داد:
شيوه اول: اول سر و گردن بعد طرف راست بدن و بعد طرف چپ بدن.
مراجعي كه اين ترتيب را واجب يا احتياط واجب ميدانند عبارتند از: امام راحل قدس سره(واجب)، آيات عظام بهجت(واجب) صافي و مكارم و وحيد خراساني(احتياط واجب).
شيوه دوم: اول سر و گردن و بعد مابقي بدن
آيات عظام، خوئي، سيستاني، زنجاني و تبريزي
توضيح المسائل سيزده مرجع مسأله 361 و رساله آقاي وحيد خراساني مسأله 367
احكام مسابقات ورزشي
آيت... فاضل لنكراني (جامع المسائل / استفتاآت ايشان ج ۱ ص ۳۷۴ عنوان مسابقات)
سؤال:آيا مسابقه با اسلحه هاى امروزى از مصاديق رمى به حساب مى آيد؟
جواب: بلى محسوب مى شود.
سؤال:آيا مسابقه با دوچرخه و اتومبيل از مصاديق سبق محسوب مى شود؟
جواب: با توجه به نياز جبهه ها به اين امور، مسابقه با مراكب امروزى از مصاديق سبق محسوب مى شود.
سؤال:جوايزى كه به برندگان مسابقات فوتبال و هندبال و غير آن داده مى شود چه حكمى دارد؟
جواب: مانعى ندارد.
سؤال:آيا برپا كردن مسابقات فرهنگى و دريافت وجوه از شركت كنندگان جهت ثبت نام در مسابقه و پرداخت جوايز از وجوه اهدايى جايز است؟
جواب: خير، جايز نيست.
سؤال:آيا برپا كنندگان مسابقات فرهنگى مى توانند حق الزحمه خود را از وجوه اهدايى بردارند؟
جواب: در صورتى كه عنوان كار به حسب ظاهر تبرّع و مجانيت نباشد، مانعى ندارد.
سؤال:آيا مى توان براى بدست آوردن هزينه مسجد و مراكز فرهنگى، مسابقات فرهنگى ترتيب داد و مقدارى از وجوه اهدايى شركت كنندگان را صرف مسجد يا مركز فرهنگى و مقدارى را صرف پرداخت جوايز به شركت كنندگان ممتاز كرد؟
جواب: جايز نيست.
آيت الله صافي گلپايگاني / استفتاآت ايشان
س 525 ـ جوائز مسابقه ورزشى يا در مسابقات علمى راديوئى يا تلويزيون و يا جوائز قرض الحسنه بانكى و همچنين جوائزى كه معمول است به صورت كتبى و تعيين جوائز توسط قرعه به كسانى كه جواب درست داده اند، اعطا مى شود. واصل عمل چه حكمى دارد؟
ج ـ موارد مختلف است اگر شركت كنندگان پول جمع مى كنند و مقدارى از آن را بعنوان جائزه به بعضى مى دهند اشكال دارد.
س 529 ـ در بعضى از سبكهاى ورزشى، استاد ضمن آموزش فنون رزمى مطالبى را از عقايد غيراسلامى، معمولا به طور مرموز در پوشش آيات و روايت القاء مى نمايد. شركت در كلاسهاى اين اساتيد چه حكمى دارد؟
ج ـ حرام است.
س 530 ـ بر فرض سؤال قبل، اساتيدى فقط فنون ورزشى اين سبكها را آموزش مى دهند و از آموزش عقايد خوددارى مى كنند. شركت در كلاسهاى اين اساتيد چه حكمى دارد؟
ج ـ اشكال ندارد.
س 531 ـ چه نوع ورزشهايى براى جوانان مسلمان مناسب است؟
ج ـ هر ورزش مشروعى كه براى پرورش و تربيت قواى جسمانى و همچنين براى آمادگى نظامى و رزمى جوانان براى مقابله نظامى با دشمنان اسلام مفيد باشد مطلوب و بلكه در بعض موارد تا حدودى لازم است.
س 532 ـ حضور بانوان در ميادين ورزشى مردان، وقتى كه مردان لباس كامل به تن دارند مثلا (ورزشهاى رزمى) چه حكمى دارد؟
ج ـ جواز آن مورد تأمّل است.
س 533 ـ حضور مردان در ميادين ورزشى زنان چه حكمى دارد؟
ج ـ اگر مستلزم نظر ببدن آنها باشد بى شبهه حرام است و بدون آن اگر مستوره هم باشند چون مستلزم نظر به مفاتن بدن كه از زير لباس ظاهر است ميباشد و معرض ريبه و فتنه والتذاذ است جايز نيست اصولا اين برنامه ها با مجموعه تعاليم اسلام در مورد روابط مردان با بانوان سازگار نيست و مرد مسلمان غيرتمند و همچنين زن عفيفه مسلمان كه به آداب اسلامى و در مجتمع اسلامى تربيت شده باشد وارد در اين رشته برنامههاى مفسده انگيز و خلاف عفت و غيرت اسلامى نخواهد شد نعوذ بالله من شرور انفسنا.
س 534 ـ تماشاى مسابقات ورزشى مردان از تلويزيون، وقتى كه مردان شورت و زيرپوش يا فقط شورت به تن دارند، چه حكمى دارد؟
ج ـ براى مردها اشكال ندارد.
جايزه در مسابقات (آيت... صافي گلپايگاني / همان كتاب)
س 314 ـ در مسابقاتى مثل فوتبال چند تيم مقدارى پول در ميان قرار ميدهند تا براى تيم يا تيمهاى برنده جوائزى تهيه شود، آيا اين كار جايز است؟ اگر اين امر از سوى مركزى چون فدراسيون ورزش انجام پذيرد چگونه است؟
ج ـ حرمت دائر مدار اينست كه كسانيكه پول مى دهند در اين كار برنده يا بازنده شوند.
س 315 ـ گاهى دو نفر يا دو تيم مسابقه اى را انجام داده و قرار مى گذارند كه تيم بازنده مثلاً مخارج شام را متحمل شود، حكم چيست؟
ج ـ جائز نيست.
رساله جامع:
(مسأ له 2527) انواع مسابقات ورزشى مانند شنا, دو, كشتى و فوتبال جايز است به شرط اينكه ضرر نداشته باشند و بدون شرطبندى انجام شوند و در صورتى كه شخص سوم يا مؤسسه و يا دولت بدون شرط به برندگان , جوايز نقدى يا غير نقدى اهدا كند اشكال ندارد.
نظر مقام معظّم رهبري:
با استفتايي كه از دفتر مقام معظم رهبري داشتم فرمودند:
اگر جايزه، از همان پولي كه افراد گذاشتهاند تهيه مي شود و به همان بازيكنها كه پول گذاشتهاند داده ميشود جايز نيست.
مواردي كه ازدواج زن و مرد براي هميشه حرام است
1- ازدواج با محارم. (توضيح المسائل سيزده مرجع مسأله 2384)
2- ازدواج با دختر عمه و دختر خاله در صورتي كه قبل از ازدواج با آنان با مادرانشان زنا كند.(توضيح المسائل سيزده مرجع مسأله 2394)
3- ازدواج زن مسلمان با مرد كافر. (توضيح المسائل سيزده مرجع مسأله 2397)
4- اگر با زني كه در عده(مدتي كه زن بايد پس از طلاق يا مرگ شوهر صبر نمايد) است زنا كند:
الف: اگر عده طلاق رجعى است آن زن بر او حرام مىشود.
ب: اگر عده طلاق بائن است بعداً مىتواند او را عقد نمايد.
ج: اگر عده وفات است بعداً مىتواند او را عقد نمايد.
د: اگر عده متعه(ازدواج موقت) است بعداً مىتواند او را عقد نمايد.
(توضيح المسائل سيزده مرجع مسأله 2398)
5- اگر زني را كه در عده فرد ديگري است براي خود عقد كند:
الف: چنانچه مرد و زن، يا يكى از آنان بدانند كه عدّه زن تمام نشده و بدانند عقد كردن زن در عدّه حرام است آن زن بر او حرام مىشود اگر چه مرد بعد از عقد با آن زن نزديكى نكرده باشد.
ب: و اگر هر دو جاهل باشند به اصل عدّه يا به حرمت ازدواج در آن، عقد باطل است:
ب 1: پس اگر نزديكى كرده باشند بر يكديگر حرام ابدي ميشوند.
ب 2: و اگر نزديكى نكرده باشند حرام نيست و مى توانند پس از پايان عده دوباره عقد كنند.
(توضيح المسائل سيزده مرجع مسأله 2400)
6- اگر زنى را براى خود عقد كند و بعد معلوم شود كه در عدّه بوده:
الف: چنانچه هيچ كدام نمىدانستهاند زن در عدّه است و نمىدانستهاند كه عقد كردن زن در عدّه حرام است:
الف 1: در صورتى كه مرد با او نزديكى كرده باشد آن زن بر او حرام مىشود.
الف 2: و اگر با او نزديكي نكرده باشد حرام نميشوند.
ب: اگر ميدانستهاند زن در عدّه است و مىدانستهاند كه عقد كردن زن در عدّه حرام است بر يكديگر حرام ميشوند.
(توضيح المسائل سيزده مرجع مسأله 2401)
7- اگر انسان بداند زنى شوهر دارد و با او ازدواج كند بايد از او جدا شود و بعداً هم نمىتواند او را براى خود عقد كند.
(توضيح المسائل سيزده مرجع مسأله 2402)
8- اگر با زن شوهر دارى (نعوذ باللَّه) زنا كند آن زن براى هميشه بر او حرام مىشود يعنى اگر از شوهرش طلاق بگيرد نمىتواند با او ازدواج نمايد.
(توضيح المسائل آيت الله مكارم شيرازي مسأله 2049)
9- مادر و خواهر و دختر كسى كه لواط داده بر لواط كننده حرام است اگر چه لواط كننده و لواط دهنده بالغ نباشند.
(توضيح المسائل سيزده مرجع مسأله 2405)
10- اگر كسى در حال احرام كه يكى از كارهاى حجّ است، با زنى ازدواج نمايد عقد او باطل است و چنانچه مىدانسته كه زن گرفتن بر او (در حال احرام) حرام است، ديگر نمىتواند آن زن را عقد كند.
(توضيح المسائل سيزده مرجع مسأله 2407)
11- اگر زنى كه در حال احرام است با مردى كه در حال احرام نيست ازدواج كند عقد او باطل است و اگر زن مىدانسته كه ازدواج كردن در حال احرام حرام است احتياط واجب آن است كه بعداً با آن مرد ازدواج نكند بلكه خالى از قوّت نيست.
(توضيح المسائل سيزده مرجع مسأله 2408)
12- اگر مردي سه بار متوالي همسر خود را طلاق دهد ، پس از وقوع طلاق سوم (سه طلاقه) اين زوجه مطلقه، بر مرد حرام مي شود خواه با وي رابطه ي زناشويي داشته يا نداشته باشد و اگر مرد بخواهد دوباره با وي ازدواج كند بايد اين زن با مرد ديگري ازدواج دائم نموده و با وي رابطه زناشويي نيز داشته باشد و سپس از وي جدا شود و زن پس از تمام شدن ايام عده مي تواند به عقد شوهراول درآيد. اصطلاحاً به شوهر دوم مُحلّل (حلال گرداننده) گفته مي شود زيرا باعث از بين رفتن حرمت ازدواج بين شوهر اول و همسرش مي گردد.
و اگر مجددا شوهر آن زن را سه بار طلاق دهد براي ازدواج مجدد (ازدواج هفتم) با وي نياز به محلل خواهد بود و اگر بار نهم آن زن را طلاق دهد بر يكديگر حرام ابدي ميشوند.
(توضيح المسائل سيزده مرجع مسأله 2411 و مصطلحات الفقه / آيت الله مشكيني رحمه الله / واژه «الطلاق»)
تذكر:
۱- اگر مرد طواف نساء را كه يكى از كارهاى حجّ است بجا نياورد، زنش و زنان ديگر بر او حرام مىشوند و نيز اگر زن طواف نساء نكند شوهرش و مردان ديگر بر او حرام مىشوند ولى اگر بعداً طواف نساء را انجام دهند حلال مىشوند.
(توضيح المسائل سيزده مرجع مسأله 2409)
۲- اگر زنى را براى خود عقد كند، دائمه باشد يا صيغه، تا وقتى كه آن زن در عقد اوست نمىتواند با خواهر آن زن ازدواج نمايد.
(توضيح المسائل سيزده مرجع مسأله 2390)
آيا شما نماز را تند ميخوانيد
اگر ميخواهيد يا عادت دارديد نماز را تند بخوانيد سعي كنيد صحت نماز را هم حفظ كنيد. از اين رو ميتوانيد براي تند خواندن نماز از مستحبات آن صرف نظر كنيد اما همان واجبات را درست انجام دهيد؛ لذا:
بعد از حمد يك سوره كوتاه مانند قل هو الله يا سوره كوثر انتخاب كنيد
قنوت نخوانيد
در ركعت سوم و چهارم فقط يك بار تسبيحات اربعه را بگوييد(فقط به نظر آيت الله فاضل، احتياط واجب، در سه مرتبه است)(به مسأله 1005 توضيح المسائل سيزده مرجع مراجعه فرماييد)
بعد از تشهد فقط يك بار بگوييد: السلام عليكم و رحمة الله و بركاته.
حال سعي كنيد آنچه ميخوانيد و انجام ميدهيد مطابق به چيزي باشد كه در توضيح المسائل گفته شده است.
البته ما ترويج تند خواندن نماز نميكنيم بلكه هدف ما راهنمايي براي انجام صحيح نماز است.
(الف)
آب جارى: آب جوشيده از زمين و مانند آن و در حال جريان، مانند آب چشمه و قنات.
آب قليل: آبى است كمتر از كر، كه از زمين هم نجوشد.
آب كر: مقدار معينى از آب است كه اندازه و كيفيت آن در مسأله 19 بيان شده است.
آب مضاف: آبى است كه از چيزى گرفته شده، مانند: گلاب، يا با چيزى آميخته شده باشد مانند: شربت.
آب مطلق: به آن آب خالص نيز گفته مى شود و داراى پنج قسم است به شرح مسأله 18.
آلات لهو: اسباب عياشى و خوشگذرانى نامشروع مانند تار و ضرب وغيره.
ابن سبيل: مسافرى كه در سفر، پول مخارج و وسيله زندگى نداشته باشد و درمانده باشد.
اتْقى: باتقواتر.
اجاره: قراردادى است كه طى آن منافع مال يا كار يك طرف در قبال اجرت و مدت معين به طرف ديگر واگذار مى شود.
اجانب: بيگانگان.
اجرت المثل: اجرت همانند; مثل اين كه شخصى بدون تعيين اجرت، كارى انجام دهد، براى تشخيص قيمت كار انجام شده گفته مى شود، اگر همين كار را شخص ديگرى كه مشابه اين فرد است انجام مى داد چقدر مى شد، پاسخ هرچه شد، قيمت همان است.
اجزاء و شرايط: هر امرى كه خودش در يك مركبى قرار گرفته جزء آن محسوب مى گردد مثل ركوع و سجود نماز; و هر امرى كه خارج از حقيقت يك چيزى است ولى آن چيز مقيد به او بايد باشد شرط آن محسوب مى شود مثل طهارت در نماز.
كيفيت صيغه عقد ازدواج
يادداشت بعدي كه بزودي مندرج خواهد شد.
كليدواژهها: نگاه كردن ، حجاب ، پوشش
![]()
![]()
![]()
لطيفههايي از احكام ![]()
![]()
![]()
![]()
ميرزا نديم، شبي به مسجد حاج ميرزا هادي رفته و از شدت مستي به گوشهاي افتاده بود.
صبح امام جماعتبراي نماز به مسجد آمد، تا او را ديد گفت: او را بكشيد و از مسجد بيرونش كنيد.
او گفت: آخوند مگر من مد «والضالين» هستم كه مرا بكشند.
ظريفي با كفش نماز ميخواند. دزدي كه در كمين او بود و ميخواست گيوه او را بدزدد، آمد و گفت: اي مرد! با گيوه نماز گزاردن روا نباشد، اعاده كن كه نماز نداري. او گفت: اگر نماز ندارم، گيوه كه دارم.
دزدي جامه كسي بدزديد و به بازار برد و به دست دلال سپرد تا بفروشد. جامه را از دلال دزديدند و دزد دستخالي نزد ياران بازگشت. گفتند: جامه را به چند فروختي؟ گفت: به آنچه كه خريده بودم.
روزي در حضور ناصرالدين شاه از انواع عبادات گفتگو ميشد وهركس از محسنات عبادتي سخن ميگفت; وقتي نوبتبه كريمشيرهاي رسيد، او گفت: قربان! بنده روزه را بيشتر دوست دارم؟
ناصرالدين شاه پرسيد، چرا؟ گفت: براي اين كه روزه را ميتوان خورد، ولي ساير عبادات را نميشود خورد.
يكي از روحانيون كه امام جماعتيكي از مساجد بود منتظر فرصتي بود كه بگويد: ريش تراشي حرام است، تا اين كه روزي در ماه رجب به دعاي مخصوصي رسيد كه بين نماز خوانده ميشود، در حين خواندن دعا به اين جمله رسيد كه: «...حرم شيبتي علي النار; خدايا محاسن مرا بر آتش جهنم حرام گردان».
فرمود: آنان كه ريش ندارند، چگونه اين دعا را ميخوانند، لابد ميگويند: «اللهم حرم چونتي علي النار; خدايا چانه مرا بر آتش حرام گردان، چون من كه ريش ندارم.»
پير مردي خواست، پسرش را تنبيه كند. پسرش از پيشش فرار كرد و به مسجد رفت. پيرمرد نزديك در مسجد آمد و سرش را در درون مسجد كرد و به پسرش خطاب كرد كه فلان فلان شده، بيا بيرون و بعد از هفتاد سال پاي مرا به مسجد باز نكن.
تاجري كه براي تجارت به سفر ميرفت و به او گفته شد كه آيا سودي هم از اين مسافرتها به دست ميآوري؟ او گفت: بلي، نمازهاي چهار ركعتي را نصفه ميخوانم.
به شخصي كه روزه نميگرفت، گفته شد كه چرا روزه نميگيري؟ اوگفت: به دليل خود قرآن كه فرموده: اگر مسافر بوديد، روزه نگيريد و من هم در دنيا مسافر هستم و نميتوانم براي هميشه بمانم.
حاشيه نويس: البته بايد بدانيد كه در سفر موقت نميتوان روزه گرفت نه دائم السفر.
دهقاني نزد يكي از همسايگان خود رفت تا الاغ او را عاريه كند. او عذرخواهي كرد كه امروز الاغ را به كس ديگر دادهام; در اين بين صداي عر عر الاغ بلند شد. دهقان گفت: گويا الاغ شما در خانه است.
همسايه گفت: شما حرف مرا قبول نداريد و حرف الاغ را قبول داريد.
از عالمي پرسيدند كه در صحرا به كدام سمت غسل بايد كرد. او گفت: به سمت جامههاي خود تا دزد نبرد!
شخصي به باغ ديگري رفته بود و مشغول خوردن ميوه بود. صاحب باغ آمد و گفت: چرا به باغ من آمدهاي و ميوه ميخوري، اين حرام است. او گفت: من به خاطر حرام بودنش نميخورم، بلكه به خاطر خاصيتش ميخورم.
از فقيهي پرسيدند: در فصل زمستان شخصي به صحرا رفته و جنازهايرا ديده كه در زير برف است، چگونه او را بايد غسل و كفن كند؟
آقا گفتند: آن شخصي را كه به صحرا رفته و جنازه را ديده استبايد تنبيه كرد كه در فصل زمستان در صحرا چكار داشت كه چنين تكليف بر عهدهاش آمده باشد.
شخصي در گفتن تكبير وسواس داشت و برايش دلچسب نبود و چندينبار الله اكبر ميگفت و بعد از آخرينبار كه موفق به تكبير ميشد و فكر ميكرد اين را ديگر درست ادا كرده استيكي از حاضران گفت: نشد. شخص بلافاصله گفت: فلان فلان شده ، اينبار شده بود تو نگذاشتي.
حاشيه نويس: بدان كه وسواسي در هر كاري بد است، مبادا به اينبلا گرفتار شوي.
و حكم كسي كه عمدا يا از روي عذر، نماز مغرب و عشا را تا نصف شب نخوانده است.
خانمها به اين مسأله بيشتر توجه كنند!
تصوير را در >>>> ادامه مطلب ببينيد
كليد واژه: شب شرعي ، نماز مغرب و عشا
آيا ميتوان در نماز به زبان فارسي يا... دعا نمود؟
آيت الله مكارم: اشكال دارد.
آيت الله فاضل: احتياط واجب است كه به عربي باشد.
ديگر مراجع معظم تقليد: اشكال ندارد.
توضيح المسائل مراجع(مسأله 1135)
كليد واژه: دعا در نماز ، قرائت نماز
تصحيح قرائت نماز
شيوه تلفظ 10 حرف زبان عربي
با كمي دقّت در تلفّظ حروف عربي و مقايسة آنها با تلفّظ حروف فارسي، مشخّص ميگردد كه در بين 28 حرف زبان عربي فقط 10 حرف از آنها تلفّظشان با زبان فارسي متفاوت است . اين حروف دهگانه عبارتند از:
ث ـــ ح ـــ ذ ـــ ص ـــ ض ـــ ط ـــ ظ ـــ ع ـــ غ ـــ و
18 حرف باقي مانده از حيث تلفّظ تفاوتي با تلفّظ فارسيشان ندارند. حال نحوة تلفّظ حروف يادشده:
حرف «ث»
اين حرف را بايد به اصطلاح «نوك زباني» و نازك و كمحجم تلفّظ كرد (مانند كودكي كه نوكزباني صحبت ميكند)؛ يعني در حالي كه نوك زبان با دندانهاي جلو در آروارة بالا تماس دارد هوا را به بيرون ميدميم (فشار نوك زبان بر دندانها زياد نباشد).
حرف «ث» بدون اينكه صداي «سوت» از آن شنيده شود تلفّظ ميگردد.
ثَوابَ ـــ ثَلاثُ ـــ مَثُوبَةً ـــ ثُبُوراً ـــ ثِقالاً ـــ يُثْبِتُ ـــ جَاثيةً
حرف «ح»
حرف «حاء» با گرفتگي خاصّي در حلق، ايجاد ميشود؛ مانند كسي كه بخواهد مثلاً پوست تخمهاي را كه در حلق گير كرده با فشار هوا خارج كند.
الحَمْدُ ـــ حَميدٌ ـــ حُسْناً ـــ حُنَفاءَ ـــ نَحِسَاتٍ ـــ نُحْيِي ـــ الرّياحْ
حرف «ذ»
حرف «ذال» عيناً مانند حرف «ثاء» از تماس نوك زبان و دندانهاي بالا و با صداي نازك و «كمحجم» تلفّظ ميگردد.
دقّت كنيد كه فشار نوك زبان بر دندانها زياد نباشد.
ذَهَبَ ـــ تَذَرُ ـــ ذَلِكَ ـــ هَذا ـــ ذُوقُوا ـــ ذِراعاً ـــ اُذْكُرُوا ـــ يَومَئِذْ
حرف «ص»
حرف «صاد» مانند «س» تلفّظ ميشود؛ فقط به همراه آن، صدا پرحجم تلفّظ ميشود (سين مُفخَّم). براي اين كار گلو را پرحجم كنيد؛ به اصطلاح عاميانه باد در گلو بيندازيد.
تأكيد ميشود كه هنگام تلفّظ «ص» نبايد صداي سوت شديد شنيده شود.
صَدَقَ ـــ قَصَصَ ـــ صُرِفَتْ ـــ نَصُوحاً ـــ نَواصِي ـــ إصْراً ـــ مَحِيصُ
حرف «ض»
حرف «ضاد» از تماس كنارة زبان با دندانهاي آسياي بالا (از هر طرف كه مقدور باشد؛ راست يا چپ) و با صداي پرحجم و درشت تلفّظ ميشود.
تلفّظ «ض» كمي مشكل است. در واقع حرف سركشي است. براي تسلّط بر آن بايد تمرين كرد.
ضَرَبَ ـــ ضَعْفٍ ـــ ضَالّينَ ـــ مَغْضُوبِ ـــ نَضِجَتْ ـــ مَريضْ
حرف «ط»
حرف «طاء» مانند حرف «ت» تلفّظ ميشود با اين تفاوت كه صداي آن درشت و پرحجم ميباشد (تاي مفخَّم).
حرف «ط» قويترين حرف زبان عرب ميباشد.
طَيِّبة ـــ للطّاغينَ ـــ قِنطار ـــ طُمِسَتْ ـــ صِراطي ـــ خَطيئة
حرف «ظ»
اين حرف دقيقاً مانند حرف «ذ» از تماسّ نوك زبان و سرِ دندانهاي جلو آروارة بالا ايجاد ميشود؛ با اين تفاوت كه صدا در حرف «ظاء» درشت و پرحجم ميگردد (ذال مفخَّم).
بايد دقّت كرد كه هوا با فشار زياد دميده نشود.
ظََلَمَ ـــ عِظاماً ـــ ظِلالُها ـــ يَظْلِمُونَ ـــ عَظيمٌ ـــ تُوعَظونَ ـــ غَليظْ
حرف «ع»
اين حرف از ميان حلق و به صورت نرم تلفّظ ميشود و گويي صدا «كِش» ميآيد (البتّه اين به معناي افراط در نرمي حرف نيست).
دقّت كنيد كه حرف «ع» مفخَّم و پرحجم ادا نشود.
عَلِمَ ـــ يَنابيعَ ـــ العَالَمِينَ ـــ تَعُدُّوا ـــ بَعُوضَةً ـــ نِعْمَ العَبْدْ
حرف «غ»
حرف «غين» از همان محلِّ تلفّظ حرف «خاء» يعني ازناحية حلق تلفّظ شده ولي صداي آن نرم و كشيده و دنبالهدار است و حالت خراش و خشونت حرف «خاء» را ندارد.
صداي «غ» را ميتوانيم هنگامي كه مقداري آب در گلو «غرغره» ميكنيم بشنويم. صداي «غ» بايد درشت و پرحجم باشد.
غَيْرِ ـــ الغَرُورَ ـــ يَغُلَّ ـــ غِلاظٌ ـــ مَغْلُوبٌ ـــ يُغْنِهِمُ ـــ يَغفِرُ ـــ لُغُوبٌ ـــ بَلاغْ
حرف «و»
براي تلفّظ «واو» نبايد مثل صداي فارسي آن، دندانهاي بالا با لب پايين تماس پيدا كند؛ بلكه در اداي اين حرف، لبها به صورت «غنچه» درميآيد و صداي «و» از ميان دو لب خارج ميشود.
بايد دقّت كرد كه حرف واو كمحجم و نازك ادا شود.
وَرَدَ ـــ لَوَّوْا ـــ نَواصِي ـــ غَاوُون َـــ أوِ انْقُصْ ـــ مَوْرُودُ ـــ الوُجُوهُ ـــ آوَوْا
استفاده از كتاب «حلية القرآن» با اندكي تصرّف
جايگاه حروف الفباي عربي در دهان >>>> ادامه مطلب را ببينيد
كليد واژه: قرائت نماز
جدول سهام ارث
تصوير به اندازه ۷۱۰ كيلوبايت را در >>>> ادامه مطلب ببينيد
كليد واژه: سهام ارث
|
|